الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
605
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) و ويژهء خود رسول است و فدك از آن خود پيغمبر بود ، زيرا شخص او و امير المؤمنين ( ع ) بر آن دست يافتند و ديگرى با آنها نبود ، پس نام فيء نداشت و همان انفال بود ، و همچنين است نيزارها و معادن و درياها و بيابانهاى بىسكنه يعنى فلاتها كه همه از آن امام است ، اگر مردمى به اجازهء امام در آنها كار كردند چهار پنجم درآمد آن را به كارمزد مىبرند و يك پنجم را به امام مىدهند ، و آنچه از امام باشد جارى مجراى خمس است ( يعنى شش سهم شود ) و هر كه بىاجازهء امام در آنها كار كند براى امام رواست كه همهء درآمد او را بگيرد و كسى را در آن حقى نيست ، و همچنان است هر كه چيزى را آبادان كند يا قناتى روان سازد يا در زمين بائرى بىاجازهء صاحب زمين كار كند ، او را چنين حقى نباشد ، و اگر صاحب زمين خواهد همه را از او بستاند و اگر خواهد آن را به دست او وانهد . 1 - از سليم بن قيس گويد : شنيدم كه امير المؤمنين ( ع ) مىفرمود : ما هستيم به خدا كه خداوند قصد كرده از كلمهء ذى القربى ، آنان كه خداوند آنها را مقرون به خود و پيغمبرش ساخته و فرموده ( 7 سوره حشر ) : « آنچه خداوند به رسول خود فىء داده است از اهل قريهها پس از آن خدا است و از رسول است و از ذى القربى و يتيمان و مستمندان » از ما به خصوص ، و براى ما از زكات سهمى نداده است ، خدا پيغمبر خود را گرامى داشته و ما را هم گرامى داشته كه به ما بخوراند چركينهاى آنچه را در دست مردم است . ( 3 ) 2 - محمد بن مسلم ، از امام باقر ( ع ) در تفسير قول خدا